پروانه ها و همه چیز زیبا: اولین تجربه پرواز من


مطمئنم اکثر افراد در رزومه خود نوشته اند که سرگرمی آنها سفر است. و بسیاری از ما واقعاً برخی از شرکت های مسافرتی را انتخاب می کنیم.

سفر اغلب به من “زمان” ، آرامش و مزایای تعامل با محیط سفر می دهد. اتوبوس ها ، قطارها ، دوچرخه ها ، اتومبیل ها ، ریکشا های اتوماتیک ، چرخ دستی ها ، پروازها ، خردکن ها و غیره همه احساسات و تجربیات متفاوتی دارند و برای اولین بار ، همیشه به یاد ماندنی است.

و معمولاً اولین باری که به مکان خاصی یا وسایل ارتباطی خاصی سفر می کنید همیشه یک تجربه فراموش نشدنی است. همچنین برای من ، اولین سفرم به یک شهر جدید در پرواز برای من تجربه ای فراموش نشدنی بود.

من همیشه یک وبلاگ در مورد شادی کوچک خود و کارهایی که در زندگی روزمره انجام می دهم نگه می دارم ، اما این قسمت از وبلاگ من جایگاه ویژه ای در قلب من دارد. چه راهی بهتر از خواندن یک پاراگراف در مورد تجربه خود در قالب شاعرانه وجود دارد ، بنابراین در زیر تجربه پرواز شما برای اولین بار در زندگی شما آمده است.

اولین پرواز او

همه چیز با یک پرواز تجاری آغاز شد

اما من هیچ وقت کمی نور نگرفتم

همیشه احساس متفاوتی می گرفت

وقتی در تصورم تصور می کردم

بسته بندی چمدان عادت معمول من است

اما مامان مانع از ضربه شد

آرایش ، ملزومات به طور مرتب استفاده می شود

به دنبال کفش های مختلف در سینی کفش خود هستم

با یک کیسه بسته به خانه سرگردان شد

هیجان زده فریاد می زنم تا گلویم پایین بیاید

فردا صبح با هواپیما پرواز خواهید کرد

زود بیدار شدن یک هشدار است

زنگ خطر به صدا در می آید و چشمان شما بیدار می شود

آماده شنا و صرف صبحانه است

با کابینی که بیرون منتظر است

سریع می دوم ، کامپکت را با دقت می گذارم

تبریک به همه دوستانی که به من سر زدند

گیاهان ، سگ ها ، باد در امتداد خلیج

به بندر رسید و فک افتاد

به زیبایی ورودی که ظاهر شد

هنگام ورود و بدون چمدان

مثل یک زنبور وزوز اینجا و آنجا سرگردان بودم

به منطقه پرواز تعیین شده

با هیستری اضطرابی به پروازها نگاه کنید

یک سوال بسیار متداول

نشستن کنار پنجره یک کار ساده به نظر می رسید

من با حسن نیت خود موفق شدم

چگونه یک ماهواره می تواند چیزهای هیجان انگیز را ببیند

پرواز با تاخیر یک ساعت منتظر ماند

اما من از آن برای کاوش دروازه استفاده کردم

از پله برقی فرودگاه بالا و پایین بروید

من یک مبتکر کودک کنجکاو شدم

پیام بالاخره ظاهر شد

من برای حمله بیشتر عجله کردم

تا اولین پرواز عمرم

که به عنوان همسر تازه ازدواج کرده آماده است

نفوذ عمیق به ابر

با صدایی بسیار بلند

برخی مرا به بستن گوش هایم سوق دادند

اما تمرکز تنها بر روی چرخ دنده جالب بود

دیوانه است که همه چیز را با چشم خود ثبت کنید

اما چه کسی اهمیت می دهد وقتی از تمام ران های خود لذت می برید

بخش فوق العاده کالیفیلیس

هنگام چرخیدن با ویلچر

به صندلی های مختلف می پرد

برای بررسی تصویر در تمام بیت ها

سرانجام اکنون زمین را بشمارید

اما بالهای ذهن عجب بود

سه روز آینده برگرد

همه با همان هیجان در روز اول !!!

این مقاله توسط رینکو سونی ایجاد شده است!

نویسنده بیو: Namaste ، من رینکو سونی هستم ، حومه بمبئی بمبئی. متولد خانواده مرواری راجستانی ، دختری شاد ، مشهور و شاد. از کودکی همیشه رویای بزرگ شدن و سفر به نقاط مختلف را داشتم. پدر و مادرم نیز به من و دیگر خواهر و برادرهایم بهترین تجربه سفر را با همان حال و هوا دادند. من در حال حاضر در فرایر به عنوان یک کارشناس نظارتی کار می کنم و رویای سفر به جهان ، بیشتر سرسبز و جنگل ، و سفرهای ماجراجویانه و لذت بردن از زندگی قبل از مرگ را دارم. مانترا برای زندگی – هر لحظه را زندگی کنید ، هر روز بخندید ، کلمات را دوست داشته باشید.

رینکو سونی

دیدگاهتان را بنویسید