“چه کسی نمی خواهد برود؟”: مهاجران اخراج شده به هائیتی با چالش بقا روبرو هستند | هائیتی


وقتی پنج سال بعد رینولد جوزف از ایالات متحده به هائیتی در آمریکای جنوبی تبعید شد ، آمادگی چندانی برای اتفاقات بد در سرزمین خود نداشت.

در مهمانسرای پوسیده ای در نزدیکی مرکز شهر پورتو پرنس ، جایی که او و چندین اخراج شده دیگر در آنجا اقامت داشتند ، برخی بزها در انبوهی از زباله ها می چرند و رانندگان در صف بنزین عبادت و نفرین می کردند. هر شب ، پسر سه ساله یوسف از گرما بیدار می شود و صدای تیرهایی از راه دور به گوش می رسد.

جوزف ، که به همراه هزاران هموطن خود ، ماه گذشته در جنوب تگزاس بازداشت شده بود و در حال پرواز به پورتو پرنس بود ، می گوید: “بر هیچ کس پوشیده نیست که هائیتی فقیر و ناامن است.” “اما من نمی دانستم که اینقدر بد شده است.”

این اولین بار بود که او پنج سال را با همسرش در شیلی گذراند. برای پسر آنها ، یک شهروند شیلیایی متولد سانتیاگو ، این اولین سفر وی به این کشور بود.

در هائیتی ضرب المثلی وجود دارد ، فراتر از کوهها کوهها هستند ، آزادانه به این معناست که پس از بروز یک مشکل دیگر مشکل بوجود می آید و در پورتو پرنس این جمله واقعیتی وحشتناک است.

خیابان ها توسط باندهای خشن اداره می شوند ، افراد غنی و فقیر را برای باج روزانه می ربایند ، کمبود سوخت و کالاهای اساسی معمول است و خدمات عمومی از چراغ راهنمایی گرفته تا سیستم فاضلاب عملاً وجود ندارد. وقتی 7 جولای رئیس جمهور جوونل موزه در آن شرایط غم انگیز در خانه خود ترور شد ، اوضاع فقط بدتر شد. ماه بعد ، زلزله در رنج هائیتی نقش داشت و دست کم 2200 نفر را کشت و دهها هزار نفر را بی خانمان کرد.

افرادی که در اثر خشونت های گروهی آواره شده اند مدرسه ای را اشغال کرده اند که به یک پناهگاه طولانی مدت در Portoprense تبدیل شده است.
افرادی که در اثر خشونت های گروهی آواره شده اند مدرسه ای را اشغال کرده اند که به یک پناهگاه طولانی مدت در Portoprense تبدیل شده است. عکس: رودریگو عبد / AP

حوادث همپوشانی باعث شد تا ایالات متحده به کارکنان سفارت خود توصیه کند در این مجموعه بمانند و شهروندان از هرگونه سفر به کشور خودداری کنند. پس از وقوع زلزله ، دولت بایدن به هزاران مهاجر و پناهنده هائیتی که قبلاً در ایالات متحده زندگی و کار قانونی می کردند ، “وضعیت حفاظت شده موقت” را گسترش داد. تنها چند هفته بعد ، هزاران هائیتی مستأصل که در مرز تگزاس بازداشت شده بودند ، اخراج شدند.

بسیاری از آنها به کشوری بازگشته اند که سالهاست ندیده اند ، و بسیاری از این اخراجی ها در حال حاضر قصد فرار دیگری را دارند. برخی که سالها را در برزیل یا شیلی گذرانده اند ، قصد دارند شانس خود را دوباره در آمریکای جنوبی امتحان کنند.

اما برای بسیاری ، چالش فوری بقا است.

جوزف که به زبان اسپانیایی صحبت می کرد و هنگام کار به عنوان سازنده در سانتیاگو ، پایتخت شیلی کار می کرد ، گفت: “البته ما می خواهیم به عقب برگردیم ، اما تمام پس انداز خود را صرف تلاش برای رسیدن به ایالات متحده کردیم.” “بنابراین این زندگی ما در حال حاضر است ، به شرطی که پس انداز کنیم تا از آنجا خارج شویم.”

بسیاری از اخراج شدگان اخیر از هائیتی پس از سال 2010 فرار کردند. زمین لرزه ای ویرانگر که بیشتر پورتو پرنس را لرزاند و بیش از 200 هزار نفر را کشت. زندگی می کند و باعث ناپایداری مارپیچ کشور می شود که هنوز از آن بهبود نیافته است.

از آن زمان ، خشونت های گروهی در هائیتی این کشور را در آستانه جنگ داخلی قرار داده است. حداقل 165 باند در کشور وجود دارد که بسیاری از آنها دارای حمایت و پشتیبانی سیاسی ضمنی ، میزبانی موشک های تجاوز ، ربوده شدن برای باج و نظارت بر قاچاق مواد مخدر و اسلحه محلی هستند. بسیاری از رهبران باند با نیروهای شکننده و فاسد پلیس کشور ارتباط دارند. رهبر قدرتمندترین افسر پلیس سابق است.

لوئیس هنری مارس ، که در پروژه های صلح در مناطق تحت کنترل باند کار می کند ، می گوید: “مناطقی وجود دارد که پلیس به آنجا نمی رود ، جایی که منطقه جنگی است ، مانند ویتنام یا افغانستان.” گروه های باند وضعیت این ولسوالی ها هستند. “

یکی از اعضای باند که بالکلاوا پوشیده و اسلحه در دست دارد در منطقه Port-au-Prince Portail Léogâne عکس می گیرد.
یکی از اعضای باند که بالکلاوا پوشیده و اسلحه در دست دارد در منطقه لئون در پورتو پرنس عکس می گیرد. عکس: رودریگو عبد / AP

در برخی نقاط ، حکومت وحشیانه باند بیشتر از مارتیسانت ، یکی از مشهورترین مناطق پورتو پرنس ، که شبیه منطقه جنگی شهر است ، احساس می شود.

در ساختمانهای هنوز ایستاده سوراخهای گلوله وجود دارد ، از جمله ایستگاه پلیس و بیمارستانی که زمانی توسط پزشکان بدون مرز اداره می شد ، که در ماه ژوئن پس از اصابت گلوله های سرگردان به دیوارهای آن ، درهای خود را بست. مغازه ها و محله های فقیرنشین غارت و تخریب شد. فقط چند بلوک از بازارها مملو از تجارت است ، اما در اینجا چند محلی باقی مانده جرات نمی کنند خانه های خود را ترک کنند و خیابانها بیابانی بیابون هستند.

جاده اصلی که پایتخت را با شبه جزیره جنوبی کشور متصل می کند ، به سختی آسفالت شده و مملو از زباله است ، برخی از آنها در شمشیرهای سوزان درجه یک می سوزند. باران توالت ها را پر می کند و چاله ها را با فاضلاب پر می کند. در تپه های منتهی به صدها خانه ، لاستیک و شاسی خودرو سوخته جاده ها را مسدود کرده و اطمینان حاصل می کند که هر کسی که سعی می کند از آنجا عبور کند تحت بازرسی قرار گرفته یا برای دیه ربوده می شود.

هنگام ورود به مارتیسانت ، رانندگان بلافاصله گاز را فشار دادند. کامیون هایی که مواد غذایی و لوازم مورد نیاز برای بازماندگان زلزله اخیر در جنوب را حمل می کنند ، مرتباً به موانعی تبدیل می شوند که توسط افراد مسلح نقاب دار با عجله پرتاب می شوند.

روز دوشنبه ، جاده مسدود شد ، اعضای باند تیراندازی کردند و یک اتوبوس حومه به ضرب گلوله کشته شد و دست کم چهار نفر زخمی شدند.

یکی از امدادگران هائیتی که در مارتیسانته بزرگ شده است ، می گوید: “تنها راهی که می توانید به آن برسید این است که ارتباطات محلی داشته باشید و بتوانید در مورد انتقال به توافق برسید.”

خیابان مارتیسانت ، در محله ای که توسط گروه های مسلح کنترل می شود ، پورتو پرنس.
خیابان مارتیسانت ، در محله ای که توسط گروه های مسلح کنترل می شود ، پورتو پرنس. عکس: اورلاندو باریا / EPA

هزاران نفر از ساکنان مارتیسانت در ماه ژوئن به دلیل خشونت منطقه را تخلیه کردند و اکنون به عنوان پناهنده در یک مرکز ورزشی زندگی می کنند که به پناهگاهی در فاصله یک مایلی خانه آنها تبدیل شده است.

کوریولاند آگوست پس از سرقت و سوزاندن گروه ها از خانه فرار کرد و او دختر جوان خود را برای زندگی با مادرش در شهر جنوبی لس کایز فرستاد. زمین لرزه آگوست به خانه های آنها آسیب رساند و مادر و دختر جوان آگوست نیز بی خانمان ماندند. زمین لرزه 2010 دو عمو و خواهر بزرگترش را کشت ، پدرش را فلج کرد و آگوست تنها نان آور خانواده بود.

اکنون آگوستین برای زنده ماندن به جزوات متکی است ، اغلب روزها روزه می گیرد و روی یک تشک نازک نازک روی زمین خشک و پر شده سالن بدنسازی می خوابد. بیش از دوازده زن پناهگاه باردار هستند و نزدیک به 350 نوزاد وجود دارد.

این مرد در حالی که از خیابانی با مانع در منطقه تحت کنترل گروهک ها در Port-au-Prince Bel Bel عبور می کند ، به دنبال سرپناه می گردد.
این مرد در حالی که از خیابانی با مانع در منطقه تحت کنترل گروهک ها در Port-au-Prince Bel Bel عبور می کند ، به دنبال سرپناه می گردد. عکس: رودریگو عبد / AP

“روزی روزگاری ما کاملاً زندگی می کردیم ، اما ناگهان جهنم گذشت. بنابراین ما فرار کردیم – یک کوله پشتی را گرفتیم و اولین لباسی را که می توانستم بردارم پر کردم. ” – اما محله من یک شهر ارواح است و تنها افراد آنجا کلاهبردار هستند.

مانند بسیاری از هائیتی ها ، آگوستوس می خواهد زندگی جدیدی را در کشوری امن تر و با ثبات تر آغاز کند ، اما نه بودجه دارد و نه اسناد.

“چه کسی نمی خواهد از آن خارج شود؟” – او در کودکی با پیراهن پاره ، دوچرخه سواری در پیست دوچرخه سواری متروکه ، رها کرد زیرا در سال 2010 تا حدی تخریب شد. در زمان زلزله – اما من پول ندارم بخورم چه برسد به بلیط هواپیما.

دیدگاهتان را بنویسید