کالری شماری در مقابل کالری آگاهانه – خورنده


چگونه می توانید هوشیار باشید و نسبت به کالری ها آگاه باشید، اما همچنان وزن خود را کاهش دهید بدون اینکه نیاز به شمارش وسواس گونه هر روز داشته باشید.

این پست وبلاگ برای ماه‌ها در ذهن من بوده است، بنابراین فکر کردم که وقت بگذارم و افکارم را در قالب کلمات واقعی بیان کنم.

در 16 ماه گذشته، سلامتی بهتری کسب کرده ام، بهتر غذا می خورم و وزنم را کاهش داده ام. من در این مدت 50 پوند از دست دادم و تقریباً هر روز می پرسم که چگونه این کار را انجام دادم.

نه برنامه خاصی وجود داشت، نه رژیم غذایی دیوانه کننده ای، و من به هیچ چیز اکتفا نکردم. من نسبت به کالری هایم هوشیارتر شده ام، بشقابم را با سبزیجات بیشتری پر کرده و مراقب سهمم هستم. وقتی این را می گویم اغلب در چهره مردم ظاهر ناامیدی می بینم و دلیل آن را کاملاً درک می کنم. من آنجا بوده‌ام، و می‌خواهم یک راه حل سریع برای چیزی که در واقع یک تغییر ذهنی بسیار پیچیده‌تر و طولانی‌مدت است.

من به جزئیات چگونگی یا دلیلی که برای اولین بار انجام تغییرات را شروع کردم، نمی پردازم. در اینجا می توانید اطلاعات بیشتری در مورد این موضوع بخوانید. در عوض، می خواهم کمی در مورد کالری شماری و نقش آن در کاهش وزن صحبت کنم.

آیا برای کاهش وزن باید کالری بشمارم؟

پاسخ ساده به این نه است. راه های زیادی برای کاهش وزن وجود دارد که نیازی به شمارش تک تک تکه های غذایی که می خورید نیست. برخی از افراد مصرف کربوهیدرات ها را متوقف می کنند، غذاهای کم چرب را انتخاب می کنند یا به سادگی با غذایی که می خورند، انتخاب های بهتری انجام می دهند که همه اینها می تواند منجر به کاهش وزن شود.

با این حال، نمی‌توانید علم ساده کالری دریافتی و کالری دریافتی را نادیده بگیرید و هر “رژیم غذایی” تنها در صورتی موثر خواهد بود که با کمبود کالری غذا بخورید.

برخی از افراد دوست دارند کالری ها را بشمارند و راهی آسان برای پیگیری غذایی که می خورند برای کاهش یا حفظ وزن خود پیدا کنند. اما برای دیگران، این کاملاً نامناسب است. اگر سابقه اختلال در غذا خوردن دارید یا استرس دارید یا نگران نرسیدن به هدفتان هستید، همیشه بهتر است از آن اجتناب کنید.

برای من، در طول یک سال گذشته متوجه شده ام که در وسط این گروه ها قرار گرفته ام. دانستن اینکه چه می‌خورم واقعاً برای کاهش وزن مفید بوده است، اما نه آنقدر که همه چیز را هر روز پیگیری کنم. بنابراین وقتی مردم می پرسند که آیا کالری شماری می کنم، می گویم نه، فقط در مورد آن می دانم!

کالری آگاهانه کالری را حساب نمی کند

بنابراین چگونه این هوشیاری کالری کار می کند؟ اول از همه، من اطلاعات تغذیه ای در مورد غذاهای بسته بندی شده را مطالعه کردم تا از کالری و همچنین سایر عوامل مهم تغذیه ای مطلع شوم. من همیشه غذایی با کمترین کالری را انتخاب نمی کنم. به عنوان مثال، اگر ماست است، ممکن است ماست با کالری بالاتری انتخاب کنم که پروتئین بیشتری داشته باشد، زیرا می دانم که برای مدت طولانی تری سیرم می کند.

ارزش سیری غذا بسیار مهم است، اما هوس ما نیز مهم است. اگر واقعاً یک کیسه چیپس خاص می‌خواستم، بدون توجه به اینکه چقدر کالری می‌دانستم هوس‌هایم را برطرف می‌کند، آن را برمی‌داشتم.

متعادل کردن نیازهای غذایی من نیز در کالری شماری من نقش داشته است. اگر شب بعد از خواب بچه‌ها شکلات می‌خواستم، مقداری می‌خوردم. اگر من فقط کالری ها را بشمارم، ممکن است یک شکلات 200 کالری انتخاب کنم زیرا با کالری دریافتی من در روز مطابقت دارد. اما توجه به کالری و همچنین تغذیه به این معنی است که من مقداری شکلات می خورم، اما یک تکه میوه یا شاید مقداری سبزیجات خرد شده را با آن امتحان کنم.

وقتی صحبت از غذای خانگی می شود، من تمایل دارم برای اولین بار برای دستور غذا کالری آن را بشمارم. از این طریق می دانم کالری کم، متوسط ​​یا زیاد چیست. دفعه بعد که این دستور غذا را درست می کنم، تقریباً می دانم که در مقیاس کالری کجاست. بنابراین، برای مثال، اگر بدانم که برای صبحانه و ناهار کمی خوردم، به طور خودکار یک سری ایده برای شام دارم که کالری کمتری دارند اما نیازی به شمارش آنها نیست.

همچنین، آگاهی از کالری‌هایم و عدم شمردن آن‌ها در هر روز، مرا از ایجاد وسواس و استرس بی‌مورد در من باز می‌دارد. روزهایی وجود دارد که می دانم بیش از 2000 کالری خورده ام، اما دقیقاً نمی دانم چقدر این بدان معناست که بیش از حد مضطرب نیستم. فقط می دانم که باید در روز بعد او را مهار کنم. روزهایی هم هست که خیلی احساس گرسنگی نمی‌کنم و این شیوه غذا خوردن به این معنی است که به جای پیروی از دستورالعمل‌های کالری یا غذایی خاص برای هر روز، در واقع به بدنم گوش می‌دهم.

من می دانم که این روش برای همه مناسب نیست، اما بیش از یک سال است که برای من خوب کار می کند، بنابراین فکر کردم آن را در اینجا به اشتراک بگذارم. به من بگویید که چه فکر می کنید!